در بين حدود 3000 گونه پستاندار روى زمين، تنها چندگونه داراى بدنى كم مو و لخت هستند: فيل، فيل دريايي، خوك، نهنگ، موش كور و انسان. اما به راستى چرا؟
به نقل از مجله نيو ساينتيست، در اين زمينه فرضيه جديدى مطرح شده است مبنى بر اينكه انسانهاى اوليه براى مقابله با انگلها و در نتيجه اعمال قانون انتخاب طبيعي، موهاى خود را از دست داده اند. دو فرضيه قبلى در اين زمينه وجود دارد: نظريه سرد كردن بدن و نظريه انتخاب جنسي. نظريه اى كه تاكنون بيشتر پذيرفته شده بود اين است كه انسانها در طول زمان، براى كنترل دماى بدنشان در دشت هاى گرم و جلگه اى آفريقا بتدريج موى خود را از دست داده اند. اما اين نظريه داراى مشكلاتى است كه فرضيه جديد مى تواند آن را برطرف كند.
پاژل Pagel يك زيست شناس با گرايش تكامل و همكار وى در دانشگاه آكسفورد مى گويند: اگرچه فرضيه سرد كردن بدن جالب بنظر مى رسد اما مزيت بى مويى در برابر خورشيد و در طول روز مى تواند به نقطه ضعفى در هنگام شب تبديل شود چرا كه بدن انسان در شب حرارت زيادى را از دست مى دهد. در حيوانات، اكتوپارازيت ها ( انگلهاى خارجي) همچون حشرات خونخوار خطر بزرگى براى سلامت و حيات هستند و بى مويى نوعى سازگارى و تطابق براى كاهش حجم آلودگى به آنها بوده است. سوالى كه در اينجا مطرح مى شود اين است كه چرا اين اتفاق براى عموزاده هاى ميمون نماى ما ( ساير پريماتها) نيفتاده است؟! آنها استدلال مى كنند كه كه انسانها در كنار آن، همزمان از نظر فرهنگى هم به تكامل رسيدند و تنها گونه اى بود كه ساختن خانه، روشن كردن آتش و تهيه لباس را آموخت و همه اينها كمك كرد كه عليرغم از دست دادن موها بتواند خود را گرم نگهدارد و اين يكى از موارد زيباى تكامل مشترك ژني- فرهنگى است؛ فرهنگ به ما كمك كرد تا امكانى براى از دست دادن موهاى مضر فراهم شود.
فرضيه سوم انتخاب جنسى است. انتخاب جنسى به منظور يك جفتگيرى مطلوب مى تواند فشار گزينشى ديگرى براى از دست دادن موها باشد. پاژل مى گويد: انتخاب طبيعى در آغاز به نفع افراد بى مو بوده است زيرا داراى مو كمتر و در نتيجه انگلهاى خارجى كمترى بوده اند و كمتر به بيماريهاى منتقله توسط آنها مبتلا مى شده اند و از عمر بيشترى برخوردار بوده اند و لذا امكان بقاى بيشترى داشته اند و بتدريج جمعيت نسبى آنها افزون تر شده است. بعلاوه انتخاب جنسى نيز اين فرآيند را تقويت كرده است چرا كه انسانهاى بى موى اوليه از نظر توانايى زيستى مناسب تر و نيز براى همسرى و تداوم نسل جذاب تر بوده اند.اين محققين مى گويند كه يك راه براى آزمايش نظريه آنها اين است كه ببينند آيا انسانهاى ساكن در مناطق بسيار آلوده به انگلهاى خارجي، كم موتر از انسانهاى مناطق ديگر هستند يا خير؟