آرشیو برای می, 2004

روز جهانى بدون دخانيات

ا مروز روز جهانى بدون دخانيات (World No Tobacco Day) است. شعار سازمان جهانى بهداشت براى اين روز در سال 2004 اين است: « دخانيات و فقر: دور باطل » كه در پوستر ويژه آن نيز مى بينيد. براى درك اهميت دخانيات، بد نيست بدانيم كه:
- هر 6.5 ثانيه يك نفر و در هر سال 4.9 ميليون نفر در اثر مصرف دخانيات مى ميرند و بسيارى ديگر دچار بيمارى و ناتوانى مى شوند و انتظار مى رود اين ميزان تا 20 سال آينده دو برابر شود. لقب « قاتل شماره يك انسان » كاملاً برازنده آن است.
- زيان ساليانه ناشى از مصرف آن در جهان بيش از 20 ميليارد دلار است.
- حدود 1.3 ميليارد نفر از جمعيت دنيا ( يك ششم جمعيت زمين ) دخانيات مصرف مى كنند.
- بر اساس مطالعات مختلف در همه كشورها اعم از پيشرفته و جهان سوم، مصرف دخانيات با سطح تحصيلات و درآمد افراد نسبت عكس دارد.
- 84 درصد مصرف كنندگان آن در كشورهاى در حال توسعه زندگى مى كنند و شيوع آن در اين كشورها در حال افزايش است در حاليكه شيوع آن در كشورههاى توسعه يافته در حال كاهش است. منبع
مبارزه با دخانيات نياز به عزم ملى و تلاش گسترده اى دارد كه خارج از موضوع اين وبلاگ است. اما براى من هميشه اين سوال بوده است كه براى كسانى كه بهر دليلى گرفتار اين عادت زيانبار شده اند آيا دارويى وجود دارد كه به آنها در ترك دخانيات و تسكين علايم محروميت كمك كند يا نه فقط بايد به نيروى اراده خود تكيه كنند كه بهر حال در بسيارى موارد جوابگو نيست چرا كه طبق آمار ميزان بازگشت تا يك سال بعد از ترك تا 80 درصد مى رسد. در جستجوى وب به دارويى رسيدم بنام ژنريك Bupropion Hydrochloride و نام تجارى زيبان Zyban. اين دارو در سال سال 2000 ابتدا به عنوان يك داروى ضد افسردگى به بازار آمد اما بزودى متوجه شدند كه در ترك دخانيات و مقابله با وسوسه مصرف، بسيار موثر و امروزه اولين و مهمترين دارو براى ترك سيگار است. اطلاعات كاملى در سايت رسمى آن به آدرس http://www.zyban.com وجود دارد. من نميدانم كه آيا اين دارو در فارماكوپه يا نظام دارويى ايران وجود دارد يا نه؟ اگر اطلاع بيشترى در اين زمينه داريد لطفاً نظر بدهيد.

نوشتن دیدگاه

اندر حكايت كم مويى آدميان

در بين حدود 3000 گونه پستاندار روى زمين، تنها چندگونه داراى بدنى كم مو و لخت هستند: فيل، فيل دريايي، خوك، نهنگ، موش كور و انسان. اما به راستى چرا؟
به نقل از مجله نيو ساينتيست، در اين زمينه فرضيه جديدى مطرح شده است مبنى بر اينكه انسانهاى اوليه براى مقابله با انگلها و در نتيجه اعمال قانون انتخاب طبيعي، موهاى خود را از دست داده اند. دو فرضيه قبلى در اين زمينه وجود دارد: نظريه سرد كردن بدن و نظريه انتخاب جنسي. نظريه اى كه تاكنون بيشتر پذيرفته شده بود اين است كه انسانها در طول زمان، براى كنترل دماى بدنشان در دشت هاى گرم و جلگه اى آفريقا بتدريج موى خود را از دست داده اند. اما اين نظريه داراى مشكلاتى است كه فرضيه جديد مى تواند آن را برطرف كند.
پاژل Pagel يك زيست شناس با گرايش تكامل و همكار وى در دانشگاه آكسفورد مى گويند: اگرچه فرضيه سرد كردن بدن جالب بنظر مى رسد اما مزيت بى مويى در برابر خورشيد و در طول روز مى تواند به نقطه ضعفى در هنگام شب تبديل شود چرا كه بدن انسان در شب حرارت زيادى را از دست مى دهد. در حيوانات، اكتوپارازيت ها ( انگلهاى خارجي) همچون حشرات خونخوار خطر بزرگى براى سلامت و حيات هستند و بى مويى نوعى سازگارى و تطابق براى كاهش حجم آلودگى به آنها بوده است. سوالى كه در اينجا مطرح مى شود اين است كه چرا اين اتفاق براى عموزاده هاى ميمون نماى ما ( ساير پريماتها) نيفتاده است؟! آنها استدلال مى كنند كه كه انسانها در كنار آن، همزمان از نظر فرهنگى هم به تكامل رسيدند و تنها گونه اى بود كه ساختن خانه، روشن كردن آتش و تهيه لباس را آموخت و همه اينها كمك كرد كه عليرغم از دست دادن موها بتواند خود را گرم نگهدارد و اين يكى از موارد زيباى تكامل مشترك ژني- فرهنگى است؛ فرهنگ به ما كمك كرد تا امكانى براى از دست دادن موهاى مضر فراهم شود.
فرضيه سوم انتخاب جنسى است. انتخاب جنسى به منظور يك جفتگيرى مطلوب مى تواند فشار گزينشى ديگرى براى از دست دادن موها باشد. پاژل مى گويد: انتخاب طبيعى در آغاز به نفع افراد بى مو بوده است زيرا داراى مو كمتر و در نتيجه انگلهاى خارجى كمترى بوده اند و كمتر به بيماريهاى منتقله توسط آنها مبتلا مى شده اند و از عمر بيشترى برخوردار بوده اند و لذا امكان بقاى بيشترى داشته اند و بتدريج جمعيت نسبى آنها افزون تر شده است. بعلاوه انتخاب جنسى نيز اين فرآيند را تقويت كرده است چرا كه انسانهاى بى موى اوليه از نظر توانايى زيستى مناسب تر و نيز براى همسرى و تداوم نسل جذاب تر بوده اند.اين محققين مى گويند كه يك راه براى آزمايش نظريه آنها اين است كه ببينند آيا انسانهاى ساكن در مناطق بسيار آلوده به انگلهاى خارجي، كم موتر از انسانهاى مناطق ديگر هستند يا خير؟

نوشتن دیدگاه

ژورنال هاى تخصصي

نوشتن دیدگاه

رستاخيز بزرگ زنجره ها در آمريكا

اينهم خبري خارج از موضوع اين وبلاگ، اما جالب براى علاقه مندان به مسايل زيستي:
هزاران تريليون زنجره در شرق آمريكا در حال بيدار شدن از يك خواب وغيبت 17 ساله هستند كه به عقيده دانشمندان، بزرگترين ظهور حشرات در زمين خواهد بود. ( راستى هر تريليون چقدر است؟ خوب حتماً مى گوييد 10 به توان 12؛ اما شايد شما هم مثل من تا امروز نمى دانستيد كه در انگلستان بر خلاف اكثر كشورها هر تريليون برابر است 10 به توان18 !). اين حشرات يالدار كه در زير زمين از ريشه درختان تغذيه مى كرده اند در ماه مى و ژوئن به روى زمين خواهند آمد وبفاصله كمى بعد از يك جفتگيرى آتشين و جنجالى خواهند مرد. آنها براى انسان بى ضرر هستند اما سرو صداى فرآيند جفتگيرى آنها بسيار بلند و آزاردهنده ( حتى شديدتر از ترافيك شهرهاى بزرگ ) است. تراكم آنها مى تواند به 3 هزار كيلوگرم در هكتار برسد.
چرخه زندگى آنها به اين صورت است كه كه نرها فرآيند جفتگيرى را با ايجاد صداى خاصى شبيه به جلزولز كباب! براى جذب ماده ها آغاز مى كنند. بعد از آن، ماده ها شكافهايى را روى شاخه هاى درختان حفر مى كنند و هريك در آنجا حدود 600 تخم مى گذارند. اندكى بعد نرها و نيز ماده ها مى مى ميرند كه به سرعت اجساد آنها فاسد مى شود و براى چند روز بوى بسيار بدى را بجا مى گذارند. اما تخمها طى چند هفته تفريخ ( باز ) مى شوند و نوزاد هاى ( نمف ) آنها روى زمين افتاده و بداخل خاك نقب مى زنند و ناپديد مى شوند تا 17 سال كه اين نوزاد ها دوباره به سطح زمين بر ميگردند و بعد از پوست اندازى به حشره بالغ تبديل مى شوند. بدين ترتيب ظهور قبلى آنها در 1987 و ظهور بعدى آنها در سال 2021 خواهد بود. از مردم خواسته شده است كه براى محافظت از درختان جوان و بوته ها روى آنها را تورى بكشند و در صورت تمايل مى توانند اين زنجره ها را بخورند كه مزه اى شبيه كنسرو مارچوبه دارد.
پى نوشت: گزارش صفحه علم روزنامه شرق از اين ماجرا به عنوان طوفان دو هفته اى كه اتفاقاً دو هفته بعد از يادداشت من به چاپ رسيده است.

نوشتن دیدگاه

استقبال جهانى ازداروى گياهى چيني

بعد از سالها ترديد، بالاخره سازمانهاى بهداشتى دنيا براى بدست آوردن 100 ميليون دوز يك داروى گياهى چينى به رقابت برخاسته اند؛ دارويى كه تاثير شگرف آن به اثبات رسيده است. اين دارو يعنى آرتميزينينArtemisinin ( تلفظ: are-TEM-is-in-in) كه مشتقى از گياه خارگوش ( افسنطين ، با نام محلى چينى شاه هائوسو Kinghaosu ) است، همچون بسيارى از داروهاى مربوط به بيماريهاى گرمسيري، ثمره يك تحقيق نظامى بوده است. دانشمندان چينى در سال 1965 در حاليكه در جستجوى يك درمان موثر ضدمالاريايى براى سربازان ويتنامى كه در حال جنگ با ارتش آمريكا بودند، توانستند آن را شناسايى و جداسازى كنند. جالب اينكه مفلوكين ، داروى ديگر ضدمالاريا نيز در سال 1963 در انستيتوى والتر ريد Walter Reed متعلق به ارتش آمريكا براى سربازان آمريكايى مستقر در جنگلهاى ويتنام ساخته شد و هم اكنون نيز با نام تجارى لاريام Lariam توسط سربازان و مسافران مصرف مى گردد.
ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

نوشتن دیدگاه

واكسنى براى مالارِياى كودكان

باز هم مطلبى درباره مالاريا؛ اما نبايد تعجب كرد. مالاريا مهمترين بيمارى انگلى است وبيشتر از هر بيمارى انگلى ديگر روى آن كار و سرمايه گذارى شده است و مى شود. گفتن آن اگرچه سنگدلانه بنظر مى رسد اما بنوعى مايه آبرو و رونق رشته ماست. دانشمندان پروتئينى را شناسايى كرده اند كه بوسيله انگلهاى مالاريا توليد مى شود و مسئول شكل وخيم بيمارى در كودكان است. آنها اميدوارند كه اين پروتئين بتواند هدف خوبى براى واكسنى باشد كه جان هزاران كودك آفريقايى را نجات دهد. اين پروتئين يكى از انواع ملكولهايى است كه در سطح گلبول قرمز آلوده به انگل يافت مى شوند. اينها با متوقف كردن برداشت گلبولهاى آلوده توسط طحال به بقاى انگل مالاريا و در نتيجه ازدياد آن كمك مى كنند. اين ملكولها در كودكان و افراد بالغ متفاوت هستند. اين هفته محققانى از دانمارك، بريتانيا و تانزانيا در مجله طب تجربى اعلام كرده اند كه يكى از اين پروتئين هاى خاص مالارياى شديد كودكان را شناسايى كرده اند و آنرا PfEPM1 نامگذارى كرده اند. آنها ثابت كرده اند كه اين ملكول با چسباندن گلبولهاى قرمز به يكديگر و نيز ديواره رگها، مانع از برداشت و انهدام آنها توسط طحال مى شوند. اين سلولهاى آلوده نهايتاً متلاشى مى شوند كه به تب مرگبارى مى انجامد. آنها بر اين باورند كه ساخت يك واكسن تعديل كننده بيمارى بر اساس اين ملكول امكان پذير است. بعلاوه PfEPM1 بر خلاف ساير پروتئينهاى مالاريا از نظر ساختارى در بين سويه هاى پلاسموديوم شرق و غرب آفريفا يكسان است و بنابراين پتانسيل آن را بعنوان واكسنى جهانى افزايش مى دهد. منبع

نوشتن دیدگاه