امروز ماجراى جالبى داشتم. در هنگام جستجو در اينترنت به وبلاگى فارسى ديگرى در زمينه انگل شناسى پزشكى برخوردم. ابتدا خيلى خوشحال شدم كه بالاخره از تنهايى در آمده ام. اما چشمتان روز بد نبيند وقتى وارد آن شدم ديدم كه مطالب وبلاگ خودم را دقيقاً و بدون هيچ مطلب اضافى اما به نام شخص ديگرى بنام وحيد در آنجا گذاشته شده است. جالب تر اينكه نويسنده يا بعبارت درست ترصاحب آن وبلاگ، با اسم كوچك حقيقى خود اين عمل شنيع! راانجام داده است. با كمى جستجو نام كامل و حتى محل كار وى را پيدا كردم. اما چند نكته درباره با اين ماجرا:
1- اولاً بايد خدا را شكر كنم كه خودش را هم بنام من معرفى نكرده است. ماجراى مشابهى در تاريخ ادبيات ايران ذكر شده است كه شايد براى شما جالب باشد. آمده است كه انورى شاعر معروف در هنگام مسافرت بصورت ناشناس وارد شهرى مى شود و مى بيند كه در ميدان شهر مردم جمع شده اند و شاعرى در حال شعر خواندن است. در ميان جمعيت مى شود و قدرى به اشعار وى گوش مى دهد و با كمال تعجب مى بيند كه شاعر شعرهاى او را بنام خودش براى مردم مى خواند. انورى رو به شاعر مى كند و مى گويد: اينها كه اشعار انورى است. شاعر كذايى در جواب انورى مى گويد: درست مى گوييد، من خود انورى هستم. انورى جمله بياد ماندنى و جالبى مى گويد به اين مضمون كه ما تابحال فقط شعردزد ديده بوديم اما حالا چشممان به جمال شاعردزد هم روشن شد.
2- باز جاى شكر دارد كه مطالب من ارزش اين كار را داشته است وديگرانى هم به مطالب او ( او يا من؟! مسئله اين است!) لينك داده اند.
3- من هيچ اصرارى بر متوقف شدن اين كار ندارم، چون هدف اصلى من انتشار ابن مطالب بوده است چه بوسيله خودم و يا ديگري.اما به اينصورت قدرى غير اخلاقى مى نمايد و اگر بخواهد چنين مسئله در وبلاگستان معمول شود، بتدريج انگيزه صاحبان وبلاگها را از بين مى برد و آنها را از ادامه كار دلسرد مى كند و تنها همين نكته علت نوشتن اين يادداشت بود وبهر حال از اين دوست عذر خواهى مى كنم . نظر شما چيست؟